![]() |
![]() |
|
| ایران سرای من است. |
|
شبانه نه تو را بر نتراشیده ام از حسرت ها ی خویش : پارینه تر از شنگ ترد تر از ساقه ی تازه روی یکی علف. تو را بر نکشیده ام از خشم خویش : نا توانی خرد از بذ آمدن، گر کشیدن در مجمر بی تابی. تو ا بر نَسَخته ام به وزنه ی اندوه ِ خویش: پَرّ کاهی در کفّه ی حرمان، کوه در سنجش ِ بی هوده گی. تو را برگزیده ام رَغمارَغم ِ بی داد. گفتی دوستت می دارم و قاعده دیگر شد. کفایت مکن ای فرمان ِ « شدن » ، مکرّر شو مکرّر شو! «احمد شاملو ، 17 مرداد 1359» |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سروی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من را در لا به لای جملاتم در یابید!!!!!!!!!!!!
|
|
RSS
|